|
دل گرفته : دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره
سکوت : سكوت مي كنم. سكوتم رضايت نيست حجمي بزرگ از فرياد است كه بستري براي حضور نيافته
رهگذر : هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته
محبت : يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
مداد رنگی : همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند..به جز مداد سفيد..هيچ کسي به او کار نمي داد..همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}..يک شب که مداد رنگي ها..توي سياهي کاغذ گم شده بودند..مداد سفيد تا صبح کار کرد..ماه کشيد..مهتاب کشيد..و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي..جاي خالي او..با هيچ رنگي پر نشد
دل : از شركت فرش مزاحمتون ميشم . مي خوام دلمو فرش زير پات كنم كه جز دل من هيچ جا پا نذاري ، هرجا باشي فرش زير پاتيم . . .
گل : گلستان خيالم ندهد هيچ گلي بوي تو را ، تو گل ناز مني از دور مي بوسم تو را
دنیا : تو دنیا 4 چیز از هم سیر نمی شن : زمین از باران ، چشم از گناه ، عاشق از معشوق ، من از تو . .
زن و شوهر : زن به شوهر : من میرم 5 دقیقه پیش همسایه پایینی باهاش حرف بزنم ، تو هم هر نیم ساعت یک بار یه سر به غذا بزن
عشق : من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام ، من بناي آرزوها را زهم پاشيده ام ، آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام ، در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام
شمع : الهی شمع بشی پروانه شم دورت بگردم ، بعدش فوتت کنم خاموش بشی هرهر بخندم
شب یلدا : بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست ، برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک
عشق : در ماهيتابه عشقتم سوختم بي انصاف روغن بريز
عسلی : اگه يه خرس دنبالت كرد نترسيا....... چون اونم فهميده چه عسلي هستي تو...............
رادیولوژی : ترکه رادیولوژیست میشه، یه مریض میاد جواب عکسشو بگیره، بهش میگه: یه دنده سمت راست قفسه سینه اتون شکسته که من تو فتو شاپ واستون درستش کردم
حیفه نون : حيفه نون و دوست دخترش تو ماشين بودن جلوتر يه ايست بازرسي ميبينن.حيفه نون به دختره ميگه تو پياده شو بعد از ايست بازرسي به عنوان تاكسي جلو پات نگه ميدارم بگو ونك بعدم سوار شو دختره بعد از ايست بازرسي يادش ميره بگه ونك ميگه تجريش حيفه نون سوارش نميكنه
سه تا کار : سه كارمهم درزندگي: يك داشتن يي وضع عالي دو رفتن به مسابقه رالي سه سركارگذاشتن جنابعالي
اسم : اسمت تودريا نوشتم بخار شد رو كوه نوشتم ريزش كرد رو گل نوشتم پرپرشد رو شيشه نوشتم شكست تو قلبم نوشتم سكته كرد برو بابا با اين اسمت
چتر : بچه به دوستش: تو چرا روزای آفتابی چتر با خودت میاری؟ دوستش: آخه روزای بارونی بابام اونو می بره.
سوسک : اگه يه روز ديدي يه سوسكي به پشت افتاده زمين داره دست و پا ميزنه خيال نكني زدنش زمين داره به قيافه خنده دار تو مي خنده
|